220,498 Posts

boofekoor6045 یک از هزاران جلوه که در دلبری داری

دریای مواجی که زیر روسری داری

باغ تنت یاد آور معماری روم است

در پیرهن تندیس­های مرمری داری

یک عمر در وصفت غزل گفتند شاعرها

حق زیادی گردن شعر دری داری

هم خارجی­ها مست چشمان سیاهت ، هم... دل داده­ها در سرزمین مادری داری

از جان مردم لیلی و شیرین چه می­خواهند؟

وقتی که تو نسبت به هر دو برتری داری
با کوله باری از خماری آمدم از راه

برخیز ساقی می بیاور، مشتری داری
.
.
.
سورنا جوکار
1min

» LOG IN to write comment.

boofekoor6045 سیاه، غم­زده، روبه زوال، درد آور

از این که هست، جهانم نمی­شود بهتر

غروب می­کنم و محو دیدنم شده­اند

هزار کشتی پهلو گرفته در بندر
همیشه در به­دری سرنوشت کولی­هاست

منم همان که هم اکنون نشسته پشت در
در انتظار نسیمم که شعله ور بشوم

شبیه آتش سردی که زیر خاکستر

ولی چه فایده از این امید بی­حاصل ؟

گذشته از سرم آب و گذشته آب از سر
پیمبری شده­ام منکر نبوت خویش

و معجزات خودم را نمی­کنم باور
مرا به غربت خود واگذار ابراهيم

چگونه دل بکند از خدای خود آز
.
.
.
سورنا جوکار
8min

» LOG IN to write comment.

» LOG IN to write comment.

boofekoor6045 دیدی دوباره روی دلم پا گذاشتی

این مرد را نیامده تنها گذاشتی! ! مانند کوچه ای که مسیر عبور توست

در من قدم زدی و مــرا جا گذاشتی
ماهی شدم که غرق تو باشم ولی مــرا

با تنگ در مقابل دریا گذاشتی
هر کار کرده ام منو تو ما شود، نشد! !! یک خط فاصله وسطه مـــ ــ ـــا گذاشتی
گاهی دلم خوش است مرا مثل شوکران

شاید برای روز مبادا گذاشتی
در را اگر چه پشت سرت بسته ای ولی

شکر خـــدا که پنجره را وا گذاشتی .
.
.
.

سورنا جوکار
30min

» LOG IN to write comment.

boofekoor6045 روی لب های تو وقتی ردی از لبخند نیست

در وجودم سنگ روی سنگ دیگر بند نیست
اخم هایت را کمی وا کن که تاب آوردنش

در توان شانه های خسته ی الوند نیست
خواجه ی قاجار اگر چشم کسی را کور کرد

قصه اش آنچه مورخ ها به ما گفتند نیست،
خواست تا از چشم زخم دشمنان حفظت کند

خوب می دانست کار آتش و اسپند نیست
آنقدر شیرین زبانی کار دستم داده ای

قند خون از خوردن ِ بیش از نیاز ِ قند نیست
ای تنت شیراز راز آلود فتحت می کنم

گرچه در رگ هام خون پادشاه زند نیست
از : سورنا جوکار
34min

» LOG IN to write comment.

Inkwell Sarah-Jayne Keeton
boofekoor6045 .
نخواهی دید جز من، در کسی این سربه راهی را

بـــرای بردن دریــــا بیــــــاور تنگ ماهــــــی را

جدا کردی مسیر خویش را از من ولی دستی

به هــم پیوند داده انتهـــای این دوراهـــــی را

مرا می خواهــی اما در مقابل شرط هم داری

دوباره زنده کردی دوره ی مشروطه خواهی را

بـرای دیدنت فرقـــی ندارد راه و بـی راهه

به مقصد می رسانم هر مسیر اشتباهی را

به عشقت هرکسی شاعر شد از میدان به در کردم

زمانی " مولوی " و این اواخر هم " پناهی " را !
.
.

سورنا جوکار
41min

» LOG IN to write comment.

45min ss_show
Normal ss_show

» LOG IN to write comment.

46min evanbillan5
Inkwell Evan Billan
zrhaviation British Airways A319 taxis to the gate #british #britishairways #baw #a319 @british_airways 53min

» LOG IN to write comment.